خداوند همانا عشق است و عشق هرگز کسی را مجازات نمی کند و کیفر نمی دهد اما پیوسته می خواهد شاهد رشد وکمال انسان ها باشد

روزگار شاهزاده GEM TV روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388
زنگ تفریح معنوی

اگر در طی روز لحظاتی وجود دارد که احتیاج به کمک دارید،خود را مرکبی برای خداوند قرار دهید.به شما درپیش بردن بسیاری از جریانها کمک خواهد کرد.اگر می خواهید خود را به اک نزدیکتر کنید،بگویید:((من مرکبی برای سوگماد ،اک و ماهانتا هستم))سپس روز خود را با شادمانی آغاز کنید.مطمئن باشید همه چیز همانگون انجام میشود که باید بشود.

اگر بار مسائل برایتان بیش از حد تحملتان گشته است،می توانید لحظاتی چشمان خود را بسته و تصور کنید در حال گرفتن یک دوش معنوی زرین هستید.در واقع آبی شما را شتشو می دهد نور اک می باشد.تصور کنید که در زیر این جریان نور که از طریق عشق الهی برای شما امنیت می آفریند ایستاده اید.

واین را بدانید اگرقصد دارید بزرگترین مسائل به راحتی عبور کنید باید لحظه به لحظهً تجربه را با شکیبایی طی کنید.

چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388
اولین قدم در ورود به اکنکار

 

کسی که وارد آموزشهای اکنکار می شود آکولایت(البته این بعد از تحقیق و خواندن کتابها و اموزش نامه های اک اتفاق می افتد) نام دارد.پیش از القا به درون نظام پنهان،آکولایت تحت انضباط معنوی اک قرار می گیرد.او باید پیش از ورود به فعالیتهای حقیقی اکنکار،تحت آزمون واقع شود تا شایستگی خود را به اثبات رساند.

نوآموز باید مراتب انضباطی اک را با پشتکار تمرین کند،نخستین لازمه،بر خورداری از یک ذهن پاک است،به این معنی که کلماتی که آلوده کننده فضاهستند به ذهن وی راه میابند،او آدمیان رافقط به مثابه مخلوقات خدا می نگرد و بس،زیرا آنان نیز مانند خود وی روزی همکار خدا خواهند شد.

بر وی لازم است حیطه ذهن را از افکاری که به تمایلات کَل(قدرت منفی افرینش)آلوده اند و می توانند ذهن و اگاهی وی را به زوال بکشند،دور نگاهدارد.از این طریق هوشیاری قدرتمندی را که لازمه حضور در پیشگاه استاد حق در قید حیات است،کسب می کند و از آن به بعد استاد همواره با اوست،او می آموزد چگونه باید از فریب و ناخوشایندی هایی که در محیط پر از تناقض اطرافش بروز می کند،بر حذر بماند.

او می داند که کل عالم،علی رقم اینکه تحت فرمان قدرت کَل نیرانجان(قدرت منفی افرینش)واقع است،حقیقتا عالمی است که برای کسب کمال ،هماهنگی و فضایل نیکو آفریده شده است.

او می آموزد که شکیبایی بزرگترین فضیلتی است که در امور معنوی اک به کار می آید،شکیبایی باعث می شود او بتواند مشکلات زندگی،بار کارمیک،بد گویی آدمیان و درد و سوزش بیماری ها را تحمل کند.او همواره با ثبات و استواری ذهنش را بر روی نور خدا ثابت نگه می دارد و هر گز رخصت انحراف و سلب توجه از هدف اصلیش که خداشناسی باشد را به خود نمی دهد.

او به جایگاهی می رسد که بتواند فروتنی و عفت و عزت نفس را در زندگی زمینی شناسایی کرده و دریابد که تنها در مقابل خدا مسئول است نه در برار کسی با چیزی که در تعلق به اقلیم جسمانی است.عزیزان،بستگان و خانواده او منظرهای خدا در زندگی او هستند تا در خدمت سوگماد مقام متعال کل عالم درآیند.

او به زودی در می یابد فروتنی نقطه مقابل نفس تحتانی است.او اجازه نخواهد داد این نفس بر سر راه رسیدن به سوگماد و مراتب آسمانی قرار بگیرد.او می داند خود ستایی تنها دامی است که کل نیرانجان همواره بر سر راه او می تند و بردگی نفس همان بندگی کَل(قدرت منفی افرینش) و عملی بس حماقت بار است.

او به قوه تمیزی دست می یابد که تفاوت بین همه ظرایف را در خواهدیافت و خواهد دانست که نیک و بد ،زیبایی زشتی  و گناه و ثوابی وجود ندارد،اینها همه مفاهیم ذهنی بوده و در تعلق نیروهای دوگانه عوالم مادی قرار دارد،با درک و تشخیص این واقیعت،از دام کَل رهایی حاصل می کند.

اکنون او آماده ورود به اقلیم خدا و اقیانوس عشق و رحمت است.او به خود اک بدل خواهد شد.....

چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388
تولد شگفت انگیز لائی تسی استاد کبیر اک

لائی تسی  

 

تولد شگفت انگیز لائی تسی استاد کبیر اک


آئین تائو در چین باستان از اشکال اولیه دانشی بوده که امروزه ما بعنوان اکنکار دانش پیشرفته سفرروح می شناسیم آموزه های تائو بسیار فراتر از آموزه های بودا ویوگا و سایر دانشهای اسراری است و مطالب بسیاری از چگونگی آموزشهای آنان ناگفته باقی مانده است . آموزشهایی بسیار سنگین که هرکسی نمی توانست خود را با این آموزشها تطبیق دهد و در پاره ای اوقات باعث فرار بسیاری از جویندگان می شد !!!!

نظریه کپسول طلائی از نظریات معروف آئین تائوست و چین باستان تمام اعتبار خود را در زمینه علوم اسراری از آئین تائو دارد وکسی که این آئین را بنا نهاد کسی نیست جز لائی تسی استاد کبیر اک در چین باستان ! در اهمیت او همین بس که در فصلهای انتهایی کتاب مقدس شریعت کی سوگماد جلد دوم از او و خرد باستانی اش بصورت مبسوط سخن گفته شده که بسیار شیرین وشگفت است اما در اینجا می خواهیم شرح تولد او را نیز ذکر کنیم که آن نیز بسیار شیرین و شگفت است و من این مطالب را از کتاب « افسانه هفت استاد » برایتان بازگو می کنم .

« ... آن چهار شاگرد به زادگاه لائی تسی رسیدند . در آنجا با معبدی که زیارتگاه کوچکی در خود جای داده بود مواجه شدند . داخل زیارتگاه ، دیواری هشت گوش داشت که با نه چاه محصور می گردید . در داخل زیارتگاه بر روی لوحی بزرگ افسانه هایی را که مربوط به میلاد فرخنده وبس جالب لائی تسی بود نوشته بودند .

بر اساس یکی از آنها در دوران سلسله امپراتوری شانگ در منطقه فو دهکده ای وجود داشت که ساکنان آن اکثرا ً از استادان غیب گو وغیب شنوا تشکیل می شد . اهالی این دهکده از یک زندگی بسیار ساده برخوردار بودند و به عنوان گوشه نشین می زیستند و مایل نبودند از هیچ نوع شهرت و آوازه ای برخوردار باشند و در نتیجه مورد مزاحمت مردم قرار گیرند . آنها همچنین مایل نبودند در کارهای سیاسی یا نظامی کشورشان شرکت کنند در میان اهالی دهکده زن جوان نوزده ساله ای حضور داشت که به خاطر دانش و هوش وخردش شهرت داشت .

در یک روزتابستان او درزیر درختی استراحت می کرد . آن درخت در آن سال بخصوص میوه های بسیار درشت و سرخ رنگی بارداده بود . هوای آن روز بسیار گرم بود و لذا آن زن جوان یکی از میوه های درشت درخت را کند و خورد تا تشنگی اش را اندکی تخفیف دهد . میوه ای که او از درخت چیده بود حالتی بسیار درخشان وبراق داشت و هیچ شباهتی به میوه های دیگر نداشت ...

چند روز پس از خوردن آن میوه او پی برد که باردار شده است . هنگامی که خردمندان بسیار فاضل آن دهکده از هاتف غیب سوال کردند بر آن ها آشکار شد که قرار است خردمند بسیار فاضل و فرهیخته ای در آن منطقه به دنیا بیاید . با این حال هاتف غیب به آنها گفته بود که لازم است یک سال مشخصی را نیز حدس بزنند و حتی روز و ماه وساعت دقیق این تولد رانیز برای تولد آن خردمند والامقام برگزینند زیرا بسیار حائزاهمیت بود که آن اجسام آسمانی در بهترین موقعیت سماوی خود باشند تا میلاد آن خردمند بزرگ را پیشاپیش خبر دهند ...

اهالی دهکده به محاسبه اقدام ورزیدند و به رصد کردن موقعیت های صورت های فلکی و سیارات پرداختند واین کارها رابارها و بارها به انجام رساندند اما هرگز نمی توانستند تاریخ دقیق وبسیار میمونی بیایند تا آن که سر انجام هشتاد و یک سال اززمان بارداری آن دختر جوان سپری گردید ...

در آن زمان آن دختر جوان به زنی سالخورده که بیش از صد سال سن داشت مبدل گشته بود !!!! او همچنان نطفه خود را دست ناخورده ودور از معرض گرما و سرما در وجود خویش پنهان نگاه داشته بود . خود او نیز به همان نسبت مصونیت کامل در برابر گرما وسرما پیدا کرده و هرگز نه احساس گرسنگی می کرد نه تشنگی و به هیچ بیماری نیزمبتلا نشده بود .

گفته می شود که درتاریخی که سر انجام مشخص گردید ، لائی تسی ازدرون بطن مادر زمینی اش قدم به عالم هستی نهاد ، ودرست درلحظه ای که بر زمین می افتاد . صدای رعدی در دور دست به گوش رسید ... ( در اکنکار صدای رعد همانا یکی از اصوات خداست که در اینجا تولد انسانی برجسته را خبر می دهد ) موهای لائی تسی سپید بود و او می توانست بر اساس افسانه از همان لحظه ای که قدم به جهان نهاد راه برود وبا همه سخن بگوید . او با صدایی بلند بیان داشت :


 « آسمان و زمین مرا به عنوان آن « خردمند باستانی » خواهند شناخت !

و بی درنگ آوای موسیقی بسیار دل انگیز وگوش نوازی از سوی آسمان ها به گوش رسیده بود و گل هایی معطر از آسمان به پایین فرد آمده وبه هر سو پرواز کرده بودند ! پریان شروع به رقص وپایکوبی کرده و ابرهایی که با طیف رنگ های رنگین کمان مزین شده بودند در پهنه آسمان آشکار شدند و نه اژدها ، لائی تسی رابا آبیکه در دهان خود داشتند شستشو دادند .

گفته می شود در لحظه ای که آب ها با زمین برخورد کرد نه چاه آب از زمین سر بیرون آورد و آب آن نه چاه هرگز خشک نگردید ! حتی در دوران قحطی یا خشکسالی لائی تسی نام خانوادگی لی را باری خود برگزید زیرا حیات وهستی خود را ازمیوه درخت لی ( در اندیشه های زرتشتی این درخت بعنوان درخت هوپا مشهور است ) گرفته بود از آن جا که او سپید مو به دنیا آمده بود او را به عنوان لائی تسی می شناختند که به معنای « خردمند پیر » است .

«خردمند، به انتخاب خودش آخر از همه قرار می گیرد و همین است که باعث می شود او اولین باشد.»

لائی تسی


چهارشنبه 23 دی ماه سال 1388
آیا تا به حال با خداوند راه رفته اید ؟

 آیا تاکنون آرزوی راه رفتن با خداوند را کرده‌اید؟ نه این که حضور او را در لحظات دعا یا الهام حس کنید بلکه خداوند را همراه همیشگی خود بدانید؟ آیا تاکنون آرزو کرده‌اید خداوند را مانند نیرویی که حتی در لحظات انجام وظایف روزمره‌تان حضور دارد بدانید؟ یا مانند چراغی در مقابل کوره راه زندگی، یا لنگری که شما را در مقابل امواج دریایی که از آن عبور می‌کنید، محکم نگه می‌دارد ؟

آیا تا به حال آرزو کرده‌اید خداوند را مانند صدایی که به شما می‌گوید در کدام جهت حرکت کنید و کی توقـف کنید، تجربه کنید، همچون عشقی که دل‌ها را گـرم می‌کند، ایمانی که هـرگز خاموش نمی‌شود و یاری که شما را ترک نمی‌کند؟

با دقت و توجه به آنچه که هم اکنون متعلق به شماست، شما می‌توانید امروز و هر روز با خداوند راه بروید زیرا خداوند همراه همیشگی همه انسان‌هاست و با همه انسان‌ها راه رفته است. گر چه عده خیلی کمی آن را دریافته‌اند .

آیا می‌خواهید روزهایتان را تغییر دهید؟ گوشه و کنار، شکاف‌ها و راه‌های فرعی و شاهراه‌های زندگی‌تان را با یک خاطره خوب و خوش و باشکوه پر کنید؟ پس این حقیقت بزرگ را به خاطر داشته ‌باشید که خداوند با شما راه می‌رود .

در زندگی‌تان فضایی را برای خداوند باز کنید. زمان‌های مخصوص و مقدسی را فقط به خداوند اختصاص دهید. نه تنها فقط در زمان‌های مشخص دعا، نیایش و عبادت یا مدی‌تیشن، بلکه در برنامه فعـالیت‌های روزمره‌تان لحظاتی را به او اختصـاص دهید. لحظاتی زنده و طلایی که حضـور او را حس می‌کنید و او در کنار شماست. بهتر است به هیچ‌کس نگویید، بگذارید این زمان‌ها مانند یک عهد و پیمان سری بین شما و همراه الهی‌تان باشد .

در خیابان، در تاکسی یا مترو، در اتومبیل یا اتوبوس، در هنگام خرید یا بازی، وقتی که منتظر دوستی هستید یا برای ملاقات کسی عجله می‌کنید، در روی نیمکت، در دفتر کارتان یا آزمایشگاه، در خانه یا بیرون، در روزهای آفتابی و بارانی، فضایی را برای خداوند باز کنید. آن را با این یادداشت‌های درخشان از حضو رالهی پر کنید: "من با خداوند راه می‌روم ، خدا با من است . من در خداوند زندگی می‌کنم ، حرکت می‌کنم و هستی‌ام از اوست . من قدرتمند هستم در خداوند، در نیروی قدرت او. خدایا شکر، به خاطر زندگی، عشق و قدرت" .

بگذارید این کلمات در قلب و ذهن شما بی‌تلاش و اجبار مرور شوند، آنگاه چه شادی‌های غیر قابل وصفی وجودتان را لبریز می‌کند، سروری که شما و همراه آسمانی‌تان در آن با هم شریک خواهید شد.

آیا در حال شروع کردن یک وظیفه دشوار هستید؟

آن را با یک فضای الهی آغاز کنید. آن کسی که بزرگ‌تر از من است، با من است. خداوند آنچه را که به من مربوط است به انجام می‌رساند. خداوند همراه همیشگی من، اینجاست. هیچ چیز برای خداوند غیر ممکن نیست. من این کار را به افتخار خداوندی که با من راه می‌رود انجام می‌دهم. پس با دلی آرام و قلبی مطمئن، آنچه را که پیش رویتان است انجام دهید.  

آیا اخیراً پروژه یا شغلی را به پایان رسانده‌اید؟

زمانی را برای پر کردن فضای الهی، به شکرگزاری اختصاص دهید: " خدایا شکر ، این کار با موفقیت به پایان رسید . تمام افتخار و سپاس من به توست" . بگـذارید یک حس سپاسگزاری کامل در قلب‌تان باشد . شما اکنون آماده برای ادامه فعالیت‌های روزمره‌تان هستید.

آیا نیاز به درمان، نیرو و یا تجدید قوا دارید؟

لحظه‌های درنگ کنید، آنگاه یک فضای الهی در ذهن و قلب‌تان با این کلمات باز کنید: " جسم من معبد خداوند زنده است . خداوند زندگی در من می‌دمد . خداوند سلامتی‌ام را به من باز می‌گرداند . سرور خداوند به من نیرو می‌دهد . انرژی خداوند نیروی مرا تجدید می‌کند " . پس آرام ، مطمئن و با سپاس به فعالیت‌های منظم خود برگردید .

اگر در جاده‌ای ناآشنا راه می‌روید، یا در حال عبور از چمن زاری ناآشنا هستید، یا در دره تاریکی‌ها حرکت می‌کنید، هم اینک زمان بازکردن فضای الهی است : " من با خداوند راه می‌روم . خرد خداوند راه را بر من روشن می‌کند. عشق خداوند در وجود من است. خداوند همراه من است. خداوند مرا به جاده‌های پارسایی رهبری می‌کند ". آنگاه بی‌پروا با قلبی مطمئن پیش بروید. راه روشن است و شما به تنهایی راه نمی‌روید .

 

آیا در خیابانی پر ازدحام راه می روید ؟

فضـای الهی راه شـما را بـا آرامش پر می‌کند: "روح الهـی از میان چشم های همه کسانی که می‌بینند به من نگاه می کند . شما مخلوقات خداوند متعال هستید. همراه الهی، تو را شکر می‌کنم که با همه‌ی ما انسان‌ها راه می‌روی ". پس با خداوند راه بروید و بگذارید چهره‌ی شما ، آگاهی از حضور همراه مهربان‌تان را منعکس کند .

در آغاز و پایان هر روز فضایی الهی با عشقی پاک، برای خداوندی که با شما راه می‌رود باز کنید. دوباره و دوباره فضاهای الهی‌تان را با سکوت پر کنید، به طوری که همراه الهی‌تان با شما سخن بگوید. قلب و ذهن‌تان را بر الهام خداوند باز کنید. همین‌جا و همین‌حالا درست در جایی که راه می‌روید.

همان‌طور که روزتان را با فضاهای الهی پر می‌کنید خواهید دید که کلمات جدید و ترانه‌های شناخت خداوند و سپاس از خداوند از ذهن قلب و روح‌تان جاری می‌شود . دعا برای شما آسان، با شکوه و لذت‌بخش می‌شود. ارتباط برقرار کردن با کسی که با شما راه می‌رود، امری طبیعی است. شما بیدار می‌شوید و دنیایتان روشـن می‌شود. فضـاهای الهـی را که در زندگی‌تان باز می‌کنید، بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود، تا تمام تجربه شما یک راه رفتن لذت بخش با خداوند می‌شود، لذت باور نکردنی راه رفتن با خداوند .                            

دوشنبه 25 آبان ماه سال 1388
Molana Shams Mahanta

        

دوشنبه 25 آبان ماه سال 1388
HU, the sound of all sounds

       

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>